عکس من
نام:
مکان: تهران, تهران, Iran

چیز های هست که نیستند و ناگفته های هست که شنیده شده هستند چراغ های هست که روشنند نوری هست از در روشنی تاریکی را نشان می دهد سکوتی هست تا شنیده شود صدای سوت سنگین سکوت .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

و عشق از این همه راه

ارامش
خستگی از این زندگی پر پیچ خم از سر راه بر داشتن مشکلات بزگ کوچک از جویباری به نام عشق باید گاهی وقتا ثابت کنی راهی رو که داری میری خالص ترین راهه گاهی مرگ ساده ترین راه برای اثبات عشقه وگاهی جدا شدن از یه دوست صمیمی بعد چند سال سخت تر از مرگ ولی این راحی که فلسفه منطق بی منطق عشق سر راحت میگذاره کاهی عاشق میشی و گاهی د عین عاشقی تنها و تنهای عین عشقه چون مرگ رو بهش ترجیح دادی و خراب کردن دوستی ها رو که تغسیر خودته که انقدر گذاشتی صمیمی بشه که سخت باشه جدای به خاطر عشق از این همه صمیمیت باز هم تجربه بارها گفتم از تجربه متنفرم چون دلیل بر اشتباه گذشته رو نقل میکنه و باز هم تجربه و لطمه خوردن از این همه وابستگی با رها به خودم گفتم که وابسته نمی شم ولی باز هم شدم گفتم دیگه عاشق نمی شم ولی مثل اینکه واقعا شدم که حاظرم از این همه وابستگی بگذرم بگریزم

1 نظر:

Anonymous عماد گفت...

میگن عشق سه بخشه: عطش دیدن تو، شادی بودن با تو، غم ماندن بی تو
اما... به قول شاملو سهم ما پنداری شادی نیست،
شادی با تو بودن، انگار از عشق ما نیست، ما ماندیم و عطش دیدن تو، غم بودن بی تو
نمی دونم... کاش تو میدونستی ... نگاهم میکنی، کاش نگاهم رو میدیدی

۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰:۲۳  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی