عکس من
نام:
مکان: تهران, تهران, Iran

چیز های هست که نیستند و ناگفته های هست که شنیده شده هستند چراغ های هست که روشنند نوری هست از در روشنی تاریکی را نشان می دهد سکوتی هست تا شنیده شود صدای سوت سنگین سکوت .

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

پیامبر و دیوانه

انگاه زنی گفت با ما از شادی و اندوه سخن بگو .
و او پاسخ داد :
شادی شما همان اندوه بی نقاب شماست .
چاهی که خنده های شما از ان بر می اید چه بسیار که با اشکهای شما پر میشود .
و ایا جز این چه می توان بود ؟
هرچه اندوه درون شما بشتر بکاود جای شادی در وجود شما بشتر می شود .
مگر کاسه ای که شراب شما را در بر دارد همان نیست که در کوره کوزه گر سوخته است ؟
مگر ان نی که روح شما را تسکین می دهد همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشیده اند ؟
هرگاه شادی می کنید به ژرفای دل خود بنگرید تا ببینید که سر چشمه شادی بجز سرچشمه اندوه نیست .
وهرگاه نیز اندوهناکید باز به درون خود بینگرید تا ببینید که به راستی گریه شما از برای ان چیزیست که مایه شادی شما بوده .
پاره ای از شما می گوید شادی بر تر از اندوه است و پاره ای می گوید نه ، اندوه بر تر است اما من به شما می گویم این دو از یک دیگر جدا نیستتند .
این دو با هم می ایند و هر گاه شما با یکی از انها بر سر سفره می نشینید به یاد داشته باشید که ان دیگری در بستر شما خفته است .
به راستی شما ترازویی میان اندوه و شادی خود اویختند
فقط انگاه که خالی هستید در یک تراز ارام می مانید.
هر گاه که خزانه دار شما بر می دارد تا زر سیم خود را اندازه بگیرید شادی و اندوه شما ناگزیر زیر زبر می شود .

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی