عکس من
نام:
مکان: تهران, تهران, Iran

چیز های هست که نیستند و ناگفته های هست که شنیده شده هستند چراغ های هست که روشنند نوری هست از در روشنی تاریکی را نشان می دهد سکوتی هست تا شنیده شود صدای سوت سنگین سکوت .

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

اتش , اب , خاکسترم

میشه از ریختن برگ های پایزی قافل شده به شکوفه ها فکر کرد میشه به سرمای زمستون توجه نکنی بستنی رو گاز بزنی میشه فکر کنی به این که .............. هیچی بهتره اصلا به مغز ت فشار نیاری به چیزی فکر نکنی ................................................

.....................
رویا هایم پی یک دیگر سوختند و مرا اتش زدندند این من خر بودم که اب را با اتش زدم .

1 نظر:

Anonymous ناشناس گفت...

سلام علی چطوری ؟ ممنون که اومدی بلاگ نظر دادی ؛ به خدا خودم نوشته بودم اون پست رو.فعلا".قربونت.باران.

۳ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۷:۴۷  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی